معنی یرون
6 بازدید
[ یَ ] (ع اِ) مغز کلهٔ پیل. (ناظم الاطباء). دماغ پیل و گویند آن سم است. (از منتهی الارب) (آنندراج). دماغ فیل و آن سم است و بعضی گویند بر هر سمی اطلاق شود. (از تاج العروس). || خوی ستور. (منتهی الارب). خوی و عرق ستور بارکش. (ناظم الاطباء). || آب گشن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «یرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر