معنی یرش
7 بازدید
[ یِ رِ ] (ترکی، اِ) از ترکی «یورش». کره. بار. دفعه. مرتبه. نوبت. (یادداشت مؤلف). || حرکت. حمله. هجوم. (حاصل مصدر از «یریماق» ترکی به معنی رفتن).[ یُ رِ ] (ترکی، اِ) یورش. حمله. هجوم. تاخت. - یرش بردن؛ حمله بردن. حمله کردن. (یادداشت مؤلف). || کره. کرت. نوبت. بار. دفعه. مرتبه. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یرش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر