معنی یرد
19 بازدید
[ یُ ] (ترکی، اِ) یرت. یورد. یورت. جا. منزل. (یادداشت مؤلف). رجوع به یرت شود.[ یَ ] (اِخ) نام پدر ادریس نبی. (یادداشت مؤلف) (ناظم الاطباء). رجوع به تاریخ سیستان ذیل ص ۴۲ و تاریخ گزیده ص ۲۵ و ۳۰ و ۱۳۰ شود.
کلمات همقافیه با «یرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر