معنی یخین
7 بازدید
[ یَ ] (ص نسبی) یخی. منسوب به یخ. مانند یخ. از جنس یخ. از یخ. (یادداشت مؤلف): مانند یکی جام یخین است شباهنگ بزدوده به قطره یْ سحری چرخ کیانیش گر نیست یخین چون که چو خورشید برآید هرچند که جویند نیابند نشانیش. ناصرخسرو. و رجوع به یخ و یخی شود.
کلمات همقافیه با «یخین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر