معنی یخگین
8 بازدید
[ یَ ] (ص مرکب) یخ آگین. یخناک. یخ گرفته. یخ بسته. با یخ بسیار. آب حوض و رودخانه و استخر و جز آن که یخ بسته است : جهان را همه ساز چونین بود همه آبدانهای یخ گین بود.نظامی.
کلمات همقافیه با «یخگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر