معنی یخچالی
7 بازدید
[ یَ ] (ص نسبی) رئیس یا صاحب یا مستأجر یخچال. (یادداشت مؤلف). || یخچال فروش. آنکه ساختن و فروختن یخچال فلزی برقی یا نفتی بعهده دارد.
کلمات همقافیه با «یخچالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر