معنی یخمال
6 بازدید
[ یَ ] (ن مف مرکب) مالیده با یخ. - خاکشی یخمال؛ خاکشی که یخ بر آن مالند و سرد کنند و برای رفع اسهال به بیمار دهند. (یادداشت مؤلف). - یخمال کردن خاکشی؛ یخ بر خاکشی و امثال آن مالیدن و سرد کردن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «یخمال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر