معنی یخشکن
4 بازدید
[ یَ شِ کَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) آنکه یا آنچه یخ را بشکند. شکنندهٔ یخ. || نوعی چکش یا تیشهٔ با نوک تیز برای شکستن یخ. آلت یخ شکن چون کلند و چکش نوک تیز. (یادداشت مؤلف). || کشتی برای شکستن یخهای قطبی. ناو قطبی که یخهای قطبی را شکند و آن برای سفر به نواحی قطبی ساخته شده است. (یادداشت مؤلف). || نوعی زنجیر با دانه های خاص که بر چرخ اتومبیل قرار دهند. || نوعی لاستیک چرخ اتومبیل که در رویهٔ آن میخچه ها یا دگمه مانندهایی تعبیه کرده اند برای جلوگیری از لغزیدن چرخها در روی یخ و برف.
کلمات همقافیه با «یخشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر