معنی یحنه
6 بازدید
[ یُ حَ نْ نَ ] (اِخ) ابن رؤبة، نام پادشاه ایله؛ و رسول صلوات اللََّه علیه با او بر اهل جرباء و اَذرُج مصالحه فرمود. (از تاج العروس) (یادداشت مؤلف) (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «یحنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر