معنی یحمدی
7 بازدید
[ یَ مَ دی ی ] (ص نسبی) منسوب است به یحمد که شاید بطنی از ازد باشد. (از انساب سمعانی).[ یَ مَ دی ی ] (اِخ) سعیدبن حیان ازدی یحمدی بصری. او به قضاوت بلخ رسید و از ابن عباس و جابربن زید و سعیدبن جبیر روایت دارد و عوف اعرابی و دیگران از او روایت کرده اند. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «یحمدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر