معنی یتم
67 بازدید
[ یُ ] (ع اِمص) یکتایی و انفراد. (از ناظم الاطباء). انفراد. (از اقرب الموارد). یکتایی. (منتهی الارب) (آنندراج). || بی پدری مرد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از برهان). بی پدری در انسان و بی مادری در بهائم. (از اقرب الموارد). بی مادری در ستور. (ناظم الاطباء) (آنندراج). بی مادر شدن چهارپای. بی پدر شدن مردم. (دهار).[ یَ ] (ع مص) یکتا و فرد گردیدن و یتیم شدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). یُتم. بی پدر شدن مردم و بی مادر شدن چهارپای. (دهار) (از تاج المصادر بیهقی). یتیم شدن. (منتهی الارب). و رجوع به یُتم شود.[ یَ ] (ع اِ) اندوه. (منتهی الارب) (آنندراج). هم و اندوه. (ناظم الاطباء). هم. (از اقرب الموارد). غم. || (اِمص) انفراد و یکتائی. (ناظم الاطباء). || بی مادری ستور. (ناظم الاطباء).[ یَ تَ ] (ع مص) کوتاه شدن و سست گردیدن. || مانده گشتن و آهستگی و درنگ کردن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). ضعف و فتور. (از اقرب الموارد).[ یَ تَ ] (ع اِمص) آهستگی. || بی مادری ستور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «یتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر