معنی یاکند
5 بازدید
[ کَ ] (اِ) یاقوت. (آنندراج). سنگ قیمتی، این لفظ را تازیان تازیکانیده [یعنی معرب ساخته ] یاقوت گفته اند. (ناظم الاطباء): کجا تو باشی گردند بیخبر خوبان جَمَست را چه خطر هرکجا بود یاکند. شاکر بخارایی (از آنندراج). پندی دهمت که باشد آن پند بهتر ز هزار لعل یاکند. حکیم طرطری (از جهانگیری). حقهٔ یاکند پر از کسپرچ گر بندیدی لب و دندانش بین. رضی الدین لالای غزنوی. و رجوع به یاقوت شود.
کلمات همقافیه با «یاکند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر