معنی یاورجی
6 بازدید
[ وَ ] (اِ مرکب) منصبی به دوران مغول : بر سبیل یزک کیدبوقا که منصب یاورجی داشت روان گشت. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «یاورجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر