معنی یالو
6 بازدید
(اِ) ابلهی و والهی. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۴۱۵).(اِ) ساحل و لب دریا و کنار رودخانه. یالی. یالود. (ناظم الاطباء). (شاید مرکب از یال +او MMM آب باشد). یالی.(اِخ) رودی است در آسیای شرقی که چین را از کره جدا می سازد و وارد دریای ژاپن می شود. طول آن هفتصد و نود هزار گز است. (از لاروس).(اِخ) مرکز بلوک یالرود از بلوک نور در مازندران. (جغرافیای طبیعی کیهان ص ۲۹۹). و رجوع به یالرود شود.
کلمات همقافیه با «یالو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر