معنی یاقوتفروغ
5 بازدید
[ فُ ] (ص مرکب) چیزی که فروغ یاقوت داشته باشد. (آنندراج). چیزی که آب و رنگ آن مانند یاقوت باشد. (ناظم الاطباء): در هوای لب یاقوت فروغ تو عقیق اشک گرمی است که از چشم سهیل افتاده ست. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «یاقوتفروغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر