معنی یاقوتة
4 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) یک دانه یاقوت. (ناظم الاطباء). یکی یاقوت. (منتهی الارب): انه درة من درر الشرف لا من درر الصدف و یاقوتة من یواقیت الاحرار لامن یواقیت الاحجار. (ابوبکر خوارزمی از الجماهر بیرونی ص ۱۴).
کلمات همقافیه با «یاقوتة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر