معنی یاقوت
6 بازدید
(اِخ) ابن عبداللََّه حبشی شاذلی تلمیذ موسی مشهور است. عثمانی بن قاضی صفد نقل کرده که وی گفته است: من داناترین خلق به لااله الااللََّه باشم. در جمادی الاخرهٔ سال ۷۳۲ زندگی را بدرود گفته است. (از درر الکامنه ج ۴ ص ۴۰۸).(اِخ) ابن عبداللََّه، نویسنده و ادیب و نحوی بود و خطی نیکو داشت و بطریقهٔ ابن البواب کتابت میکرد. (از معجم الادباء ج ۷ ص ۲۶۷).(اِخ) ابن عبداللََّه ابوالدر رومی ملقب به مهذب الدین، شاعر مشهور مولی ابی منصور جیلی تاجر، درگذشته به سال ۶۲۲ هـ . ق. به کسب دانش اشتغال یافت و در ادب بیشتر کوشید و قریحه خود را در نظم آزمایش کرد و در آن فن مهارت یافت. یاقوت در مدرسهٔ نظامیه بغداد اقامت داشت. ابن الذهبی گوید وی در بغداد نشو و نما یافته قرآن عزیز را حفظ کرده و چیزی از ادب آموخته و خطی نیکو داشته و به سرودن شعر پرداخته است و بیشتر اشعار وی در غزل و عشق و یا دوستی است. چون اشعار وی دلپذیر بود مردم آنها را حفظ میکردند. سپس ابن الذهبی اشعاری از وی نقل می کند. (از وفیات الاعیان ص ۳۴۷).(اِخ) امین الدین ابوالدر یاقوت بن عبداللََّه الشرفی النوری الملکی الموصلی الکاتب. نحو را از ابن الدهان فراگرفت و در حسن خط بی عدیل بود در زمان او صحاح جوهری بخط او بصد دینار فروخته میشد. وی به موصل در ۶۱۸ هـ . ق. وفات کرده است. (از ابن خلکان ج ۲ ص ۳۴۷).(اِخ) جمال الدین، از امرای غور بود و به سال ۶۳۷ هـ . ق. به قتل رسید. (از حبیب السیر جزء ۴ از ج ۲ ص ۴۱۷).(اِخ) نام یکی از اقوام ترک است که در شمال شرقی سیبری در میان دو نهر خاتانغا و لنا و نیز در نقاط شرقی تر در وادیهای یانه با ایندیکیرقه سکونت دارند. (از قاموس الاعلام).(اِخ) خورالیاقوت به سیلان است: آنگاه بشهر کُنکَار که دربار پادشاه بزرگ این بلاد (سیلان) است رسیدیم و این شهر در خندقی میان دو کوه بر خور (مصب دریا) بزرگی بنا شده که آن را خورالیاقوت نامند چه در آنجا یاقوت یافت شود. (از رحلهٔ ابن بطوطه ج ۲ ص ۲۳۷).
کلمات همقافیه با «یاقوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر