معنی یافعی

معنی یافعی

6 بازدید
[ فِ عی ی ] (ع ص نسبی) منسوب است به یافع. (الانساب سمعانی). میوه فروش. (دهار).
[ فِ ] (اِخ) عبداللََّه بن اسعد، عفیف الدین، و رجوع به عبداللََّه بن اسعد و ابوالسعادات عبداللََّه بن اسعد در همین لغت نامه و الدرر الکامنه ج ۲ صص ۲۴۷ -۲۴۹ و معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۹۵۲ و روضات الجنات ص ۴۰۷ و کشف الظنون شود.
[ فِ ] (اِخ) نسبت چند تن از روات است. رجوع به انساب سمعانی شود.
[ فِ ] (اِخ) قاضی ابوبکر یافعی یمنی، قاضی جند است و او را کتابی است به نام «المفتاح» در نحو. (معجم البلدان). قاضی ابوبکربن محمد عبداللََّه جندی یافعی متوفی به سال ۹۵۳ هـ . ق. را دیوانی است به نام «دیوان الیافعی» و شعر وی نیکو و شگفت آور و محتوی بر جد و هزل باشد. (کشف الظنون ج ۱ ص ۵۲۶).

کلمات هم‌قافیه با «یافعی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید