معنی یافتجه
5 بازدید
[ جَ ] (معرب، اِ) معرب یافته است که به معنی قبض وصول و حجت و اصل خط باشد: رسم نویسندگان یافتجه ها. (تاریخ قم ص ۱۶۷). ذکر اطلاق و رهانیدن از ضمان اهل قم را یعنی چون آن کس که ضمان خراج شده باشد و ضمان نامه باز داده چون خراج خود بگذارد و خواهد یافتجه و وصول مال ضمان بستاند چقدر حق کاتب یافتجه و اطلاق نامه او بوده است. (تاریخ قم ص ۱۴۹).
کلمات همقافیه با «یافتجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر