معنی یاسریه
6 بازدید
[ سِ ری یَ ] (اِخ) قریهٔ بزرگی است بر کنار نهر عیسی و میان آن و بغداد دو میل مسافت است. و بر آن پلی زیبا و بدان باغها و بوستانهاست و فاصلهٔ میان آن والمحمول یک میل است. ابومنصور نصربن حکم بن زیاد یاسری و از متأخران عثمان بن قاسم یاسری ابوعمرو واعظ که به سال ۶۱۶ در گذشته بدان منسوبند. (از تاج العروس و معجم البلدان). دهی است به بغداد از آن ده است جماعتی از زهاد و نصربن حکم و عثمان بن مقبل محدثان. (منتهی الارب). و ابن خلکان ذیل ترجمهٔ (موسی بن عبدالملک اصبهانی) آرد: آنگاه وارد یاسریه شدیم و میان آن و بغداد قریب پنج میل است در وسط بوستانهای بهم پیوسته است و مسافری که به بغداد میرود شب را در یاسریه میگذراند و برای رفتن به بغداد شبگیر میکند. (وفیات الاعیان ج ۲ ص ۲۶۸). و رجوع به اخبار الراضی باللّه یا الاوراق ص ۸۸ شود.
کلمات همقافیه با «یاسریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر