معنی یازجی
7 بازدید
[ زِ ] (ترکی، ص، اِ) نویسنده. یازیجی. (از دزی ج ۲ ص ۸۴۷).[ زِ ] (اِخ) ناصیف بن عبداللََّه بن ناصیف بن جنبلاط (۱۸۰۰-۱۸۷۱ م. ۱۲۱۴-۱۲۸۷ هـ . ق.) شاعر و از اکابر ادبای عصر خود بود. از آثار اوست: مجمع البحرین، مقامات، فصل الخطاب، الجوهر الفرد، ناری القری فی شرح جوف الغرا، العرف الطیب فی شرح دیوان ابی الطیب وسه دیوان شعر. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۰۹۳). رجوع به معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۹۳۳ شود.[ زِ ] (اِخ) حبیب بن ناصیف (۱۸۳۳-۱۸۷۰). پسر بزرگ ناصیف مذکور و عالم به زبانهای فرانسوی و ایتالیائی و یونانی و انگلیسی و ترکی. وی مترجمی زبردست بود. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۹۳۱).[ زِ ] (اِخ) ورده. دختر ناصیف یازجی (۱۸۳۸ -۱۹۲۴). شاعر بود و دیوانش چاپ شده است. (از معجم المطبوعات ج ۲ ستون -۱۹۳۹).[ زِ ] (اِخ) ابراهیم بن ناصیف (۱۸۴۷ - ۱۹۰۶ م. ۱۲۶۳ -۱۳۲۴ هـ ق.) ادیب وشاعر بود و عبری و سریانی و فرانسوی می دانست و از نویسندگان طراز اول عصر خود بشمار می رفت. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۵). رجوع به معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۹۲۷ شود.[ زِ ] (اِخ) خلیل بن ناصیف (۱۸۵۶-۱۸۸۹ م، ۱۲۷۳-۱۳۰۶ هـ . ق.) شاعر و ادیب بود و دیوانش با نام «نسمات الاوراق» چاپ شده است. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۹۹). رجوع به معجم المطبوعات ج ۲ ستون ۱۹۳۲ شود.
کلمات همقافیه با «یازجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر