معنی یازاب
8 بازدید
(اِ) به زبان ماوراءالنهر جنسی ترشی. (فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۴۴۲). خوراکی که از ترب خرده با سرکه و نمک و توابل تهیه کنند. (از بحر الجواهر). سالاد و یازاب را از ترب خرد کرده و سرکه و نمک و توابل کردندی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «یازاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر