معنی یاریدهنده
7 بازدید
[ دَ هَ دَ / دِ ] (نف مرکب) یاریگر. معین. ناصر. نصیر. یاری ده : این نوشته ای است از جانب بندهٔ خدا زادهٔ بندهٔ خدا ابوجعفر امام قائم بامراللََّه امیرالمؤمنین به سوی یاری دهندهٔ دین. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۰۶). گفت مرا یاری دهنده خداست. (قصص الانبیاء ص ۳۳).
کلمات همقافیه با «یاریدهنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر