معنی یارگر
6 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) کمک. یاریگر. مددکار: دگر آنکه جنباند او کوه را بدان یارگر خواهد انبوه را.فردوسی. نبد یارگرشان در این کار کس زن و شوی بودند همیار و بس. اسدی (گرشاسبنامه ص ۱۱۹).
کلمات همقافیه با «یارگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر