معنی گیوهباف
5 بازدید
[ گی وَ / وِ ] (نف مرکب) آنکه گیوه بافد. آنکه رویه های پاافزاری که نامش گیوه است بافد. بافندهٔ گیوه.
کلمات همقافیه با «گیوهباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر