معنی گیلیگیلی خوردن
6 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) غلتیدن چیز گرد و مدور بر سطحی. (یادداشت مؤلف). قل قل خوردن. غلطان رفتن شی ء مدور بر سطحی. || افتان و خیزان تلوتلو خوردن. چون مستان به هر سوی متمایل شدن و رفتن.
کلمات همقافیه با «گیلیگیلی خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر