معنی گیلکی
5 بازدید
[ لَ ] (ص نسبی، اِ) منسوب به گیلک. || لهجهٔ مردم گیلان. || در موسیقی یکی از آهنگهای شور است. (فرهنگ نظام). رجوع به آهنگ شود.[ لَ ] (اِخ) (امیر...) ابن محمد حاکم و فرمانروای طبس در حدود سال ۴۴۰ هـ . ق. ناصرخسرو در سفرنامهٔ خویش از این امیر و عدل و ایمنی که محافظت آن بزرگ ایجاد کرده بود و آسودگی خلق در پناه معدلت وی سخن گفته است. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ۱۲۴ و ۱۲۵).
کلمات همقافیه با «گیلکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر