معنی گیلده
5 بازدید
[ دِهْ ] (اِخ) دهی است از دهستان دهشال بخش آستانه شهرستان لاهیجان. واقع در ۱۸هزارگزی شمال خاوری آستانه و ۶ هزارگزی دهشال. محلی جلگه و هوای آن معتدل و مرطوب و سکنهٔ آن ۱۵۶۱ تن است. محصول عمدهٔ آن برنج، ابریشم و کنف و شغل اهالی زراعت و صید مرغابی از استخر است. یک بقعهٔ قدیمی در آنجا است. دو قریهٔ کوچک لوق گیلده و سلیم چاه در آمار جزء گیلده منظور شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
کلمات همقافیه با «گیلده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر