معنی گیلاباد
6 بازدید
(اِخ) نام موضعی است در مشرق ری که در آن بناهای عظیم و چشمه سار و باغهای زیبا باشد. آن را مرداو بن لاشک بنا نهاد. (از معجم البلدان). معرب آن جیلاباذ است. رجوع به جیلاباذ شود.(اِخ) شهر کوچکی است از ناحیهٔ گیلان و ایشان را [ گیلانیان ] شهرکها است با منبر چون، گیلاباذ، شال، دولاب. (حدودالعالم چ دکتر ستوده ص ۱۵۰).
کلمات همقافیه با «گیلاباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر