معنی گیفان
6 بازدید
(اِخ) قصبهٔ مرکزی دهستان گیفان بخش حومهٔ شهرستان بجنورد. واقع در ۸۵هزارگزی شمال خاوری بجنورد و ۱۵هزارگزی خاور شوسهٔ عمومی بجنورد به حصارچه. محلی کوهستانی و هوای آن سردسیر و سکنهٔ آن ۹۷۴ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، بنشن و میوه و شغل اهالی زراعت، مالداری و صنایع دستی ایشان قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی است از دهستان های بخش حومهٔ شهرستان بجنورد. این دهستان تا اوایل سال ۱۳۲۹ جزء یکی از دهستانهای بخش باجگیران تابع شهرستان قوچان بود و بواسطهٔ طول مسافتی که نسبت به باجگیران دارد از آن منتزع و جزء شهرستان بجنورد گردید. محلی کوهستانی و هوای آن سردسیر است و اغلب قرای آن در مرز ایران و شوروی قرار دارند. این دهستان از ۱۶ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و سکنهٔ آن در حدود ۸۹۵۱ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گیفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر