معنی گیسکان

معنی واژه گیسکان

0 بازدید
(اِخ) نام یکی از دهستان های یازده گانهٔ بخش برازجان از شهرستان بوشهر است. حدود مشخصات آن به قرار زیر میباشد: از شمال، ارتفاعات مله خشتی و جمیله. از خاور، کوه بزپر و سرمشهد. از باختر دهستان حومهٔ برازجان. از جنوب ارتفاعات هفت مله و دهستان سمل است. محلی کوهستانی است. این دهستان تقریباً در شمال خاور بخش واقع گردیده و هوای آن گرم و نسبتاً ملایم است. آب مشروب و زراعتی آن از چشمه سارها و چاه تأمین میشود. محصولات آن عبارتند از: غلات، خرما، مرکبات و بادام و شغل اهالی زراعت و باغداری و صنایع دستی آنان قالی و گلیم بافی است. این دهستان از ۷ آبادی تشکیل شده و مرکز دهستان قریهٔ باغ تاج است. و جمعیت آن در حدود ۱۵۰۰ تن می باشد. قراء مهم آن عبارتند از: نارستان، رودفاریاب و چم غاری. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
(اِخ) یکی از دهستانهای بخش بافت شهرستان سیرجان است. این دهستان در شمال بافت واقع و حدود آن به شرح زیر است: از شمال، به دهستان قلعه عسکر از خاور، به دهستان رابر و کوه شا، از جنوب، به دهستان حومهٔ بافت، از باختر، به دهستان گوغر. دهستان مزبور در دامنهٔ کوهستان شاه واقع و هوای آن سردسیر است. محصول آن غلات و حبوب و شغل اهالی زراعت و گله داری است. از ۲۲ آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ۱۷۰۰ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید