معنی گیسوی شمع
7 بازدید
[ سو یِ شَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از شعلهٔ شمع باشد. (از بهار عجم): گیسوی شمع چو آتش نفسان شانه زدند سکهٔ سوختگی بر پر پروانه زدند. گنجی جربادقانی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «گیسوی شمع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر