معنی گیسوی سفید
7 بازدید
[ سو یِ سَ / سِ ] (ترکیب وصفی) گیس سفید. موی سپید: تا بسوزم به نهان خانهٔ وصلت هر شب چرب چون شمع کنم پیش تو گیسوی سفید. علی خراسانی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «گیسوی سفید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر