معنی گیریان
6 بازدید
(اِ) مصحف گربان. (حاشیهٔ برهان چ معین). فدا باشد یعنی بدلی که خود را یا دیگری را بدان از بلا برهاند. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خونبها. فدا، و قربان. (ناظم الاطباء). مؤلف انجمن آرا گوید: ظن غالب این است که گیریان با بای ابجد بود که قربان و قربانی معرب و مبدل آن گردید. رجوع شود به کیریان، فدا و قربان. || (نف، ق) گریان که گریه کنان باشد. (برهان قاطع). تلفظ عامیانهٔ گریان. (حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «گیریان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر