معنی گیروی

معنی واژه گیروی

0 بازدید
(اِخ) گیرو. نام پهلوانی است ایرانی. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری). نام پهلوانی بود که از ده برای بهرام گور شتروارها نار و سیب و به و دسته گل آورد و در بزمگاه بهرام هفت جام می پیاپی بخورد از مجلس بیرون آمد و بتاخت در دامنهٔ کوهی پیاده شد و بخفت، کلاغی از کوه فرود آمد و چشمانش را بکند آنانکه از دنبال وی آمدند او را مرده و دیدگانش را کنده یافتند و به بهرام گور خبر بردند. وی از شنیدن این خبر اندوهگین شد و خوردن می را حرام کرد. فردوسی این داستان را در شاهنامه چنین آورده است: بیامد همان گه یکی مرد مه و را میوه آورد لختی ز ده شتروارها نار و سیب و بهی ز گل دسته ها کرده شاهنشهی. تا آنجا که گوید: همین مه که با میوه و بوی بود ورا پهلوی نام گیروی بود به یاد شهنشاه بگرفت جام منم گفت می خواره گیروی نام بگفت این و زان هفت برهم بخورد وزان می پرستان برآورد گرد. پس از آن: برانگیخت اسب از میان گروه ز هامون همی تاخت تا سوی کوه فرود آمد از اسب جای نهفت نگه کرد در سایه واری بخفت ز کوه اندر آمد کلاغی سیاه دو چشمش بکند اندر آن خوابگاه... آنگاه کسانی که از پی وی تاخته بودند به بهرام خبر دادند: که گیروی را چشم روشن کلاغ ز مستی بکنده ست بر پیش راغ رخ شهریار جهان زرد شد ز تیمار گیروی پر درد شد. آنگاه خروشان گفت: حرام است می در جهان سربسر اگر پهلوان است اگر پیشه ور... فردوسی (از شاهنامه چ بروخیم ج ۷ ص ۲۱۳۲). اما در بعضی از نسخ شاهنامه نام این مرد کبروی نیز آمده و ولف در فهرست نیز همین ضبط را اختیار کرده است. احتمال دارد که این نام با کلمه «گبر» به معنی مرد بی ارتباط نباشد. و نیز رجوع به کبروی شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید