معنی گیرشگاه
6 بازدید
[ رِ ] (اِ مرکب) گرفتن جای. مکان گرفتن. || آنجا که گیرد. جایی که عمل اخذ و گرفتن کند چون هریک از دو دهانهٔ انبر و یا گاز انبر از سوی درون. جانب درونی دهانهٔ انبر یا گاز که معمولاً آژده است چون رویهٔ سوهان : و در جمله احتیاط باید کرد تا پیکان و غیر آن [ گاه برآوردن از جراحت ] شکسته نشود نخست بباید آزمود با آهستگی بجنبانیدن تا جنبان گردد پس برکشند و آلت برکشیدن انبری باشد که گیرش گاه آن سوهان بود تا آن چیز را بگیرد و سخت دارد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «گیرشگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر