معنی گیراننده
5 بازدید
[ نَ نْ دَ / دِ ] (نف) نعت فاعلی از گیراندن. کسی که شمع یا آتشی یا چراغی درگیراند. افروزندهٔ آتش یا شمع یا چراغ. آنکه آتش یا شمعی برافروزد و روشن کند: شمع روشن بی ز گیراننده ای یا به گیراننده ای داننده ای.مولوی.
کلمات همقافیه با «گیراننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر