معنی گید

معنی واژه گید

0 بازدید
(اِ) مرغ گوشت ربا را گویند که غلیواج است و او شش ماه نر و شش ماه ماده می باشد و بعضی گویند یک سال نر و یک سال ماده است. (برهان قاطع) (غیاث اللغات) (فرهنگ جهانگیری) (آنندراج) (انجمن آرا). غلیواز. (الفاظ الادویه). غلیواژ. کلیواژ. زغن. خاد. (فرهنگ جهانگیری). مؤلف فرهنگ نظام در معنی این کلمه گوید: ظاهراً همان جانور است که مشابه بود به غلیواج و آن نوع علی حده است و به هندی نر آن را گیده گویند به دال مخلوط التلفظ به هاء. || کنایه از کسی که رجولیت و غیرت و حمیت نداشته باشد. مشهور است که شخصی را شخصی پرسید که راست است که غلیواج شش ماه نر و شش ماه ماده می باشد جواب داد که از کسی باید پرسید که یک سال غلیواج بوده. و بنا بر آن است که کسی را که رجولیت و غیرت و حمیت نباشد به گید نسبت کنند و گیدی گویند. (برهان قاطع) (انجمن آرا) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ نظام). بی رگ. و رجوع به گیدی شود.
(فرانسوی، اِ) در فارسی به معنی راهنمای شهر یا کشور به کار می رود.
(اِخ) یا گیدو رنی . نقاش ایتالیائی است که به سال ۱۵۷۵ م. بدنیا آمده و تا سال ۱۶۴۲ م. زندگی کرده است. وی به ظرافت و روشنی بیان و رنگ آمیزی آثار خود معروف بوده.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید