معنی گیخ

معنی واژه گیخ

0 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان جره بخش مرکزی شهرستان کازرون. واقع در ۶۴ هزارگزی جنوب خاور کازرون، کنار رودخانهٔ جره. محلی دامنه و هوای آن گرمسیر و سکنهٔ آن ۸۴ تن است. آب آن از رودخانهٔ جره تأمین میگردد. محصول آنجا غلات، برنج، کنجد و مرکبات و شغل اهالی زراعت و باغبانی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
(اِخ) دهی است از دهستان کارواندر بخش خاش شهرستان زاهدان. واقع در ۶۵هزارگزی جنوب باختری خاش و ۱۵هزارگزی شمال شوسهٔ خاش به ایرانشهر. محلی کوهستانی و هوای آن گرمسیر و سکنهٔ آن ۱۵۰ تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصولات عمدهٔ آن غلات و ذرت و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید