معنی گیتینورد
5 بازدید
[ نَ وَ ] (نف مرکب) جهانگرد. چه گیتی به معنی جهان و نوردیدن به معنی گردیدن است. (برهان قاطع) (بهار عجم) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). سیاح. رحاله. جهان پیما. || کنایه از آفتاب. (انجمن آرا) (بهار عجم) (آنندراج) (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (مؤید الفضلاء). || کنایه از اسب تیز و خوش رفتار. (مؤید الفضلا) (برهان قاطع) (آنندراج) (بهار عجم) (انجمن آرا). و هر مرکوب تندرو است. همچون وسیله های نقلی امروز. || کنایه از اسکندر. (برهان قاطع) (مؤید الفضلا) (انجمن آرا) (بهار عجم) (آنندراج) (ناظم الاطباء): سکندر جهاندار گیتی نورد چو دید آن چنان مردی آزاد مرد.نظامی. برآمد به زین شاه گیتی نورد ز گیتی به گردون برآورد گرد.نظامی. جهان مرزبان شاه گیتی نورد برافروخت کاین داستان گوش کرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «گیتینورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر