معنی گیتیآرای
4 بازدید
(نف مرکب) آرایش دهندهٔ گیتی. عالم آرای. (ناظم الاطباء): سپهری برین گونه برپای کرد شب و روز را گیتی آرای کرد.فردوسی. ای بار خدای گیتی آرای بر بندهٔ پیر خود ببخشای.سعدی. || خداوند و خالق گیتی. (آنندراج) (بهارعجم). || از اوصاف پادشاه باشد. (از آنندراج) (از بهار عجم) (فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۳۱۴): شه گیتی آرای خورشیدبخت که بر تارک چرخ بنهاد تخت.فردوسی. || (اِ مرکب) نوعی از گل سرخ نیک منظر و رعنا که از بصره آورند و پرهای آن را مدتی میتوان نگاه داشت و چون آن را در لای لباسها نهند بوی خوش به آنها میدهد شبیه به بویی که مرکب از بوی مشک و عنبر باشد. (از فرهنگ شعوری ج ۲ ص ۳۱۴) (ناظم الاطباء). رجوع به گل گیتی شود.
کلمات همقافیه با «گیتیآرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر