معنی گچ گرفتن
6 بازدید
[ گَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) به گچ اندودن. جصاصه. اجتصاص. (منتهی الارب). || به گچ پوشیدن استخوان شکسته. به کرباس آلوده به گچ، گرفتن استخوان شکسته را. - گچ گرفتن کسی را؛ فروبردن او را در گچ تا بمیرد. فروبردن گناهکار در گچ روان تا سخت شود و مرد در آن بمیرد.
کلمات همقافیه با «گچ گرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر