معنی گچیان
5 بازدید
[ گَ ] (اِخ) آن را صندوقه نیز گویند. صخره ای است در استرآباد نزدیک آب چاروا و نهر شصت کلا. (سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ۱۰۱).[ گَ ] (اِخ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل، ۴۰۰۰گزی شمال بنجار و ۴۰۰۰گزی راه مالرو جلال آباد به زابل. جلگه، گرم معتدل و سکنهٔ آن ۹۳۶ تن. آب آن از رودخانهٔ هیرمند. محصولات آن غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی آنان گلیم و کرباس بافی است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گچیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر