معنی گچلرات

معنی گچلرات

5 بازدید
[ گِ لَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای چهارگانهٔ بخش پلدشت که در قسمت جنوب بخش واقع است. از طرف شمال به ارس کنار و چای باسار، از جنوب به دهستان چای پاره، از خاور به ارس کنار و از باختر به دهستان قره قویون محدود است. مرکز این دهستان قریهٔ نازیک میباشد. هوای آن معتدل و مالاریائی و قسمت شمالی دهستان تقریباً جلگه ای و شن زار و قسمت جنوبی آن کوهستانی است. دهستان گچلرات از ۲۱ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل و جمع نفوس آن در حدود ۳۳۹۰ تن و محصولات این دهستان غلات و پنبه است. قرای مهم آن بشرح زیر است: نازیک، دیوانخانه، ایلانلوقنات پائین و قیاس میباشد. راه قرای دهستان مالرو فقط یک راه ارابه رو از نازیک به شوسهٔ خوی به ماکو قابل اتومبیل رانی است. آب این منطقه کوچک بوسیلهٔ قنوات و آب برف و باران و قسمتی از چشمه سارها تأمین میشود و بعضی از قرای کوچک در زمستان محل قشلاق ایلات میلان است. صنایع دستی آن جاجیم بافی است که در تمام قسمتهای آذربایجان معروف میباشد و اغلب بطور هدیه به سایر شهرستان های ایران ارسال میگردد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴). رجوع به گجلرات شود.

کلمات هم‌قافیه با «گچلرات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید