معنی گپ
6 بازدید
[ گُ ] (اِ) اندرون رخ بود. عبداللََّه عارض گوید: روان گشته دائم دو چیز از جهان شد ز دو چشم کوری ز دو گپ لالی . (فرهنگ اسدی ص ۲۸).[ گَ ] (اِ) گب در خراسان و زبان لری بمعنی سخن است. (فرهنگ نظام). کردی گب (سخن، گفتگو)، اشکاشمی گپ ، یودغا گپ ده (مکالمه کردن)، گیلکی گپ زئن (گپ زدن، سخن گفتن)، تهرانی گپ (سخن، گفتگو). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). سخن. سخنان لاف و گزاف. (برهان). لاف و گزاف و افسانه گویی، گپو نیز گویند و افادهٔ معنی پر گفتن میکند. (آنندراج) (انجمن آرا): تا کی از تو گپ و این لاف بود چون تو کی همسر خفاف بود.خفاف. || (ص) گنده. سطبر. بزرگ. (برهان) (آنندراج).[ گِ ] (اِخ) زنبوران. کمدی آریستفان که در حدود ۲۲ ق.م. در آتن نمایش داده شده و راسین از آن تقلید و پیروی کرده است. مصنف در این اثر مرافعات آتنیان و محاکم آنها را مورد تمسخر و استهزاء قرار میدهد.
کلمات همقافیه با «گپ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گپ» برای سرودن شعر