معنی گوگ‌تپه

معنی گوگ‌تپه

5 بازدید
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کرانی شهرستان بیجار. واقع در ۸۰۰۰ گزی جنوب خاوری حسن آباد سوگند و ۳۰۰۰ گزی راه فرعی جیران به حسن آباد کوهستانی و سردسیر و دارای ۱۲۵ تن سکنه است، آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد. واقع در ۲۶۵۰۰ گزی شمال بوکان و ۷۵۰۰ گزی خاور شوسهٔ بوکان به میاندوآب. کوهستانی و هوای آن معتدل و سالم و سکنهٔ آن ۳۵تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آن جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل. واقع در ۳۰هزارگزی شمال شوسهٔ گرمی به بیله سوار. کوهستانی و گرمسیر و سکنهٔ آن ۲۸۷ تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهر ویران بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. واقع در ۱۴۵۰۰گزی شمال خاوری مهاباد و در مسیر شوسهٔ مهاباد به میان دوآب. جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۳۹۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ مهاباد و چشمه و محصول آن غلات، توتون، حبوبات و صیفی، شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه آن شوسه است. از شوسهٔ میاندوآب میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی است دهستان مرحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه. واقع در ۷هزارگزی شمال باختری میاندوآب و ۶هزارگزی شمال باختری شوسهٔ میاندوآب به مهاباد. جلگه و معتدل و سکنهٔ آن ۱۲۲۵ تن است. آب آن از سیمین رود، محصول آن غلات، حبوبات، چغندر، کشمش و زردآلو و شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی آنان جاجیم بافی است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ تَ پْ پَ / پِ ] (اِخ) دهی از دهستان خدابنده لو بخش قروه شهرستان سنندج. واقع در ۲۱۰۰۰ گزی جنوب خاوری گل تپه و ۳۰۰۰ گزی خاور شوسهٔ همدان به بیجار. کوهستانی و سردسیر و دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و انگور و بادام و صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. تابستان از طریق حسن قشلاقی اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «گوگ‌تپه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «په» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید