معنی گوکه
6 بازدید
[ کَ / کِ ] (اِ) به معنی تکمه است و معرب آن قوقه است. (آنندراج). گوی گریبان و تکمه. (برهان). گوک. گو. گوی. (حاشیهٔ برهان). رجوع به گوک شود. || بمعنی گوساله باشد که بچهٔ گاو است. (برهان). گوساله. (آنندراج). || دانه هایی را نیز گویند سخت که در اعضای آدمی بهم میرسد و درد نمیکند و پخته نمی شود و آن را به فارسی اژخ و به عربی ثؤلول خوانند. (برهان). رجوع به گوک و نیز فرهنگ آنندراج شود.[ کَ / کِ ] (اِخ) دهی است در نزدیکی لاهیجان. رجوع به مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۶ و ترجمهٔ آن کتاب ص ۳۷ شود.
کلمات همقافیه با «گوکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر