معنی گوکجه
5 بازدید
[ جَ / جِ ] (اِخ) رجوع به گوگجه شود.[ گُ جَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گوکلان، بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس. در ۱۹۰۰۰گزی شمال خاوری کلاله واقع است. در دشت و هوای آن معتدل، سکنهٔ آن ۲۹۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ زاو و محصول آن برنج، غلات، حبوبات، توتون و سیگار و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «گوکجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر