معنی گوژپشت

معنی گوژپشت

6 بازدید
[ پُ ] (ص مرکب) دوتا. خمیده. گوژ. گوز. منحنی. رونو. کوز. کمانی. اَحْدَب. اَقْوَس. (منتهی الارب): همی بود تا خویشتن را بکشت زهی چرخ گردندهٔ گوژپشت.فردوسی. گیتی فرتوت گوژپشت دژم روی بنگر تا چون بدیع گشت و مجدد. منوچهری. این پیر گوژپشت کهن گشته شاخ گل باز از صبا به صنعت باد صبا شده ست. ناصرخسرو. بود در خانه گوژپشتی پیر زنی از ابلهان ابله گیر. نظامی (هفت پیکر ص ۱۸۳). گفت فلان نیمشب ای گوژپشت بر سر کوی تو فلان را که کشت. نظامی (مخزن الاسرار ص ۹۱). گرچه کَشَف چو پسته بُوَد سبز و گوژپشت حاشا که مثل پستهٔ خندان شناسمش. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۷۹۵). || مجازاً، فلک. آسمان. چرخ : تو زین بی گناهی که این گوژپشت مرا برکشید و به زودی بکشت.فردوسی. - دایهٔ گوژپشت؛ فلک. آسمان : بسی چون مرا زاد و هم زود کشت که نفرین بر این دایهٔ گوژپشت.نظامی. - گردندهٔ گوژپشت؛ فلک. چرخ : چنین است گردندهٔ گوژپشت چو نرمی نمودی بیابی درشت.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «گوژپشت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید