معنی گوپیازه
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (اِ مرکب) طعامی است متعارف در بلخ، و آن به گه پیاز بلخی شهرت دارد. (برهان): به سیرکوبهٔ رازی به دست حیدر رند به گوپیازهٔ بلخی به خوان جعفر باب. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۵۴). آیی چو سیرکوبهٔ رازی به بانگ و نیست جز بر دو گوپیازهٔ بلخیت دستگاه دیگ هوس مپز که چو خوان مسیح هست کس گوپیازهٔ تو نیارد به خوان شاه. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۹۱۹). || در بعضی نوشته: نام تره ای بدبو. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گوپیازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر